یک مردم، یک آسمان
صلح و پروژه جهان در شب
مهدی فاتحی
1- پیشینه مشترک، همراه با
اراده مشترک کافیست تا یک ملت در درون یک محدودهی مرزی تشکیل شود.
در طول
تاریخ، این دو مؤلفه مردمانی را در یک محدودهی جغرافیایی، با وجود
تفاوتها و
تکثرها، با وجود زبانها و قومیتها و نژادهای متفاوت، تحت یک ملت واحدی،
هویتی
مشترک بخشیده است؛ از درون ملّتها دولت جوشید و دولت-ملّتها کشور را به
وجود
آوردند؛ مفهومی تداعی کنندهی گذشتهی مشترک، دغدغههای مشترک و بالاخره
آرمان و
آیندهی مشترک.
ما انسانیم، فرزند زمین.
خانهمان زمین، زیر سقف آسمان. زمین
و هر آنچه از پدرانمان برایمان مانده است، تراژدیها و نوستالژیهای ما را
ساخته و
آسمان و هر آنچه که در آن، ما و پدرانمان دیدهایم، اوتوپیا و آرمان شهرمان
را. از
زمین، آسمان را بدون مرز دیدهایم و از آسمان، زمین بدون مرز. ما همه
انسانیم. فارغ
از رنگ و زبان و نژاد و جغرافیایمان؛ تاریخمان مشترک است. تاریخی از جنس
اشک و
خون، استبداد و اسارت، سلطان و سلطه، جنگ و جنگافزار، خواستن و نرسیدن،
رسیدن و
نخواستن، بودن و نشدن ... ما همه انسانیم.
آرمان و آینده مان مشترک است. آیندهایست، گامی بر روی دوریها تا رسیدن به
نزدیکیها؛
مملو از آرمانها؛ از جنس اشک و لبخند، آزادی و عدالت، صلح و دوستی، برادری
و
برابری ... آرمانهایشان را در شهری آفریدند که «در خواب هم خواب آن را
ندیدند.»
2- آسمان شب، سقف
تاریک با ستارههایی در پهنه آن، ستارههایی نه همه با یک درخشش و یک رنگ؛
زیبایی
آن نه در یکدست بودن آن که در گونهگونی آن است، شکوه آن نه در نظم، که در
بی نظمیایست
که در پراکندگی ستارگان است. نورهایی از فاصله هایی درک ناشدنی، با همهی
تفاوتهایی
در ذات و ظاهر، که بارقهای را در چشمانمان
می نشاند و افسون آن زمین را زیر پا سبک میکند.
3- «هیچ صلحی در جهانی
که نابرابری در آن وجود دارد، محقق نمیشود.» انسانها زمانی به هم نزدیک
میشوند
که فاصلهها از میان آنها برداشته شود. انسان بما هو انسان، واجد کرامت است
و حق،
و همه انسانها به صِرف انسان بودن در این خصوصیت مشترکاند و برابر.
این را نیز آسمان به زبان خود می
گوید. سقفی که دهها هزار
سال است به زیر آن جنگیده ایم. کشتهایم، کشته شدهایم؛ آواره کردیم، آواره
شدیم،
تحقیر کرده ایم، تحقیر شده ایم، اسیر کرده ایم، اسیر شده ایم... و اما
منادیان صلح
هزاران سال است که حامل پیام صلح اند. کلمه صلح، قرین کلمه جنگ و خون ریزی
به
پهنای تاریخ، طنین دارد. کلمه دیگر کارکدی ندارد. انسان ستیزان و منادیان
مرگ
امروز کلمه صلح را جامه جنگ کرده اند. جنگ هایی که حتی شابد خونی در ان
ریخته
نشود.
اما آسمان، زمین و سکوت، همه صلح
را فریاد می کنند.
روزی زمین آسمانی خواهد شد؟
--------------------------
بابک امین تفرشی می
گوید، توان
در حال حاضر تنها به صورت یک
پروژه است. اما در آینده قصد دارد تا به عنوان NGOای تحت یونسکو و
سازمان ملل درآید. توان و ایده های آن فرزند منجمان بدون مرز است.
«همه جنگ ها بر سر مرزهایی شکل
گرفت که تحت عنوان سیاست یا
دین، نژاد یا باورها به وجود آمده اند».*
توان بیش از آنکه به زمین
بپردازد، به آسمان می پردازد. بیش
از آنکه به اعماق آسمان نظر افکند، همان آسمانی را باز می نمایاند که همه
می
بینند.
«آسمان شب، بر
فراز
ما -منظری که برای هر انسانی بر روی سیارهمان قابل دسترس است- نیز هیچ
مرزی را
هویدا نمی کند.»*
جنس توان از تصویر است. طبیعت و
آسمان را بازمی نماید و تصویر
خود با زبان دیدار با مخاطب گفت و گو می کند.
در آستانهی زردی پاییز بود که
گفتوگویی را با بابک امین
تفرشی ترتیب دادیم. اکنون در سبزی بهار آن را منتشر می کنند.
از این رو کاستی ها و مکررات آن بر دوش زمان و
آسمان پارس....
..........................
* بخشی از متن معرفی توان در وب سایت این پروژه
·
آن چیزی که به عنوان معرفیTWAN آمده،
برنامهایست برای خلق و نمایش
کلکسیونی از تصاویری که در شب از آسمان و زمین گرفته شده و در واقع «جهان
در شب».
و عکاسان مطرح نجومی در سراسر جهان را تحت عنوان گروهی به هم مرتبط کرده
است. هدف
شکلگیری این برنامه یا گروه چه بود؟
ما
یک گروه تقریباً چهل نفره از کشورهای مختلف هستیم؛ شامل عکاسان، که حدود سی
نفر از
بیست کشورند، و برگزارکنندگان نمایشگاهها و مشاوران و همکاران سایت.
عکاسان و
سازمان دهندگان اصلی این طرح به خصوص با این هدف مشترک جمع شدهاند که ما
از طریق
آسمان می توانیم به یک وحدت خاص در زمین برسیم. وقتی شما به آسمان نگاه
میکنید،
مرزی در آن نمیبینید و این خود، به یک نحو بین انسانها وحدتبخش است. از
طرف
دیگر زمانی که شما آسمان بالای سر خودتان را، مثلاً در ایران میبینید،
میدانید
که در طول جغرافیای مشابه همزمان مردم تقریبا همین منظره را دارند
میبینند و چند
ساعت دیگر در آن سوی دنیا همان صورت فلکی دیده میشود؛ یا شبی که راه شیری
بالای
کوههای البرز دیده میشود، همان شب در کوههای هیمالیا بر فراز معابد نپال
نیز
دیده میشود و باز در همان شب، ساعاتی بعد، بالای گرندکنیون در آمریکا
طلوع میکند
و انگار که همه ما به زیر یک سقف قرار گرفتیم و یک خانوادهایم. این ایده
اصلی TWAN یا طرح جهان در شب است که رونمای آن
تصاویر زیبا و
خیره کننده از آسمان شب بر فراز مکانهایی مهمی است که تا به حال مردم
تصاویر روز
آن را دیده اند.
§
در واقع خلق و نمایش تصاویر به این نحو،
بهانهایست برای هدف دیگری.
بله.
اهدافی که یکی از آنها صلح است، بخشی دیگر دعوتی زیبا به دنیای نجوم است،
مثل
دریچه ای برای ورود به کل علم؛ در واقع چون نجوم تماشاگهی دارد که آسمان
است و به
طور رایگان برای تمام بشریت تقسیم شده. در نتیجه آزمایشگاهیست در اختیار
همه و همه
می توانند وارد این علم شوند. با نشان دادن تصاویری زیبا، نه از اعماق
آسمان، که
از نماهایی که خود انسان می تواند با چشم ببیند و شاهدش هم مناظر زمینی که
در
تصاویر هست، مردم میتوانند ارتباط نزدیکی با این تصاویر برقرار کنند و این
پلی است
بین زندگی مردم عادی با نجوم و سپس با علم به بیان کلی.
§
و انسان...
بله.
برای همین هست که ما میگوییم این پروژه، برقراری یک ارتباط بین انسان، علم
و هنر
است.
§
پس یک کاری علمی نیست. در واقع نمایش
بخش زیباییهای نجوم و آسمان به عموم مردم است با هدف ترویج و آگاه سازی.
بله.
اگر کار تخصصی بود ما به دنبال دادههای علمی دراین تصاویر میگشتیم. در
حالی که
در کنار ترویج نجوم، تنها بخش تخصصگرای آن آثار آموزشی است که این تصاویر
میگذارند.
رسانه ها و علم پیشگاه مانند خیلی از منجمان حرفهای در کنار درسشان یا در
کتب و
منابعشان، از این تصاویر استفاده می کنند تا پدیدههایی را که توضیح
میدهند، یک
نمایش تصویری داشته باشد. بخش دیگر که به خصوص برای ارتباط اخترشناسان و
جامعه مهم
است تصاویری است که ما از تاریکترین و مهمترین رصدگاه های جهان ارائه کرده
ایم از
بام هاوایی تا صحرای آتاکا در شیلی.و از یک سو اهمیت آسمان تاریک را برای
تحقیقات
رصدخانه های بزرگ نمایش میدهیم و از سوی دیگر این رصدخانه ها و محل کار
اخترشناسان
رصدگر را نشان می دهیم.
§
مسئله دیگری که در معرفی TWAN یا همان مانیفست
آن، خیلی روی آن تأکید
شده، مسئله صلح است و بیان می شود که آسمان به ما گوشزد می کند که در واقع
مرزی
بین انسانها وجود ندارد و آن چیزی که به عنوان مذهب، فرهنگ، سیاست، عقاید و
آداب
و رسوم، شاکله وجود مرزها را بین انسانها به وجود آورده، در آسمان وجودی
ندارد.
اما از سوی دیگر، زمانی که سری به گالری تصاویرTWAN می زنیم، بیشتر
با تصاویری روبرو میشویم
که نمادها و نشانههایی از فرهنگ، تاریخ، نژاد، مذهب و حتی قدرت و سیاست آن
کشور،
یا قوم به جد در آنها دیده می شود. ارتباط این دو چگونه است؟
یک
پارادوکس جالب ما از یک سو گوناگونی و تضادهای روی زمین را نشان می دهیم و
از سوی
آسمان یکپارچه. در واقع شما یک آسمان را بالای جلوههای مختلف از ملّتهای
مختلف
میبینید. یعنی آثار مذهبی، مثلاً یک معبد، یک مسجد و یا یک کلیسا. همه
اینها
ستارگان و آسمان یکسانی را بر فراز خود به نمایش میگذارند و این مسئله را
تداعی
میکنند که گرچه شکلهای مختلفی از زندگی را بر روی زمین داریم، اما همه به
زیر یک
سقف زندگی میکنیم. زمانی که شما آسمان را به شکل یک سقف می بینید و مردمان
زمین
را به عنوان یک خانواده، آن موقع کل کره زمین را یک سیاره میبینید، نه
اجتماعی از
کشورهای مرزبندی شده.
§
پس آن اثری که از آثار فرهنگی و
تاریخی دراین تصاویر هست، از آکروپلیس تا پاسارگاد و از میدان نقش جهان تا
تاجمحل،
تنها یک وسیله است برای منظور دیگری و شاید محوریتی نداشته باشد.
چرا.
گرچه اولویت ما آن پیامی است که این عکسها میرسانند، اما هدف دیگرمان این است که آثار زیبای جهان را در یک نور جدید
نشان دهیم و در نتیجه یک هدف گردشگری هم در دل آن نهفته است. ما با برخی از
سازمانهای
گردشگری گاهی تماس میگیریم تا میزبان نمایشگاههای TWAN شوند تا مردم که
از دیدن تصاویر روز
این بناها و مکانها خیلی آشنا و خسته باشند، وقتی طلوع ماه را در بالای
تاجمحل
میبینند، با جلوهای تازه از یک بنای قدیمی روبرو شوند. این هم باعث
توسعه
گردشگری میشود و هم آشنایی بیشتر مردم با این مکانهارا به دنبال دارد. از
این
طریق یکی از اولویتهای ما عکاسی در مکانها تاریخی جهان است که خود شما
چندتا از
این مکانها را ذکر کردی که همه آنها موضوع تصاویر TWAN بوده اند.
مثل پاسارگاد، تختجمشید، میدان نقشجهان
و آثار دیگری که در نقاط دیگر جهان در فهرست میراث جهانیست.
§
نشان دادن همان آثار با یک نگاه جدید
و شرایطی متفاوت در کنار آسمان.
درسته.
اما نباید هدفهای TWAN
را از هم ایزوله ببینیم. یعنی تمام اینها در هم تنیده شده. نمایش این آثار
از یک
طرف نشاندهنده این است که ما همزمان همین آثار را زیر یک سقف مشترک داریم
میبینیم.
پس میراث جهانی متعلق به کشور و ملّت خاصی نیست، میراث جهانیست و مربوط به
یک
سیاره است و مثل آسمان در اختیار همه مردم. همه اینها به یک ریشه میرسند.
§
همانطوری که نقل میشود که یوری
گاگارین زمانی که برای اولین بار زمین را از فضا دید، خشکیهای آن را بدون
مرز
دید؛ اینجا در واقع شما می خواهید از روی زمین، زمین را بدون مرز نشان
دهید.
بسیار
زیبا توضیح دادی. چون ما هم معمولاً در سخنرانیهایی درباره TWAN،
میگوییم که این دو چطور وجه مشترکی
دارند. فضانوردان با نگاه کردن به زمین، زمین را بدون مرز میبینند و ما با
نگاه
کردن به آسمان به زمین بدون مرز میرسیم.
§
از این جاست که هدف اصلی TWAN که صلح و برابری و
تأکید بر ساکنان
زمین به مثابه یک خانوده است، خودش را نشان می دهد.
به
خصوص برای جامعه نجوم. ارگان تشکیل دهنده پروژه TWAN انجمن منجمان
بدون مرز میباشد و هدف
اصلی این انجمن در واقع همین است. نزدیک کردن، پلی که از آسمان میگذرد.
پلی که در
درجه اول منجمان را به هم وصل میکند. و چون منجمان بخشی از جامعه هر کشور
هستند،
آن جامعهها به هم نزدیک میشوند. شعار اصلی این انجمن و بسیاری از
نمایشگاه های
توآن "یک مردم، یک آسمان" است.
§
رهیافتهایی را که برای انتقال پیام
اصلیتان در نظر گرفتهاید، تنها به برگزاری نمایشگاه و انتشار محدود
میشود یا
راهکارهای دیگری را در نظر دارید؟
آن
چیزی که بیش از همه صلح را برای مردم میآورد تغییر تفکر آنهاست؛
زیادهخواهی،
قدرتطلبی و... خصیصههایی قابل تغییر در انسان است. باید شما از
تماشاییترین و
ملموسترین عناصر برای کمک به این تغییر تفکر بهره ببرید. از چیزهایی که هر
روز و
هر شب با آنها در تماس هستند مثال بیاورید. زندگی شهری بسیاری از ما را از
طبیعت
دور کرده است و آسمان هم بخش از طبیعت اطراف ماست که ما سعی داریم آن را
دوباره
زنده کنیم. یک روستایی هر شب به آسمان نگاه میکند همان طور که به کوه و
دشت اطراف
خود می نگرد. در گذشته خیلی از کشاورزان با زمان سنجی از روی ستاره ها
تقسیم آب
را در ساعات شب انجام می دادند. خیلی از رسانهها هم سعی در آشنا کردن مردم
با
نجوم دارند. در تلوزیون، برنامه آسمان شب یا در اینترنت سایت هایی مثل
پارساسکای
و یا مجله نجوم. اما نیاز هست در کنار اینها تلنگر صلح را هم شما در کنار
این
آشنایی بزنید. که حالا که به آسمان نگاه میکنید این موضوع را هم در نظر
داشته
باشید. اگر تفکر انسان تغییر کند امکان بازسازی در هر لحظه هست. مردم در
درجه اول،
متأسفانه یا خوشبختانه تلوزیون نگاه میکنند. گام اصلی از این طریق برداشته
میشود
و ما نیز پیوسته با رسانه هایی در کشورهای ختلف برای ارایه تصاویر و
پیامهای توآن
رایزنی میکنیم.
§
علاوه بر صلح، روی محیط زیست و
آلودگی نوری هم تأکید شده. از چه سمتی میخواهید به این مقولهها
هم بپردازید؟
در
این مورد هدف ما این است که به بینندگان نشان دهیم وقتی نورها زیاد میشود
چه
اتفاقی برای آسمان میافتد و در ادامه آن این نورها چگونه زندگی جانداران
را تخریب
می کنند. و از همه چشمگیرتر چگونه انرژی را هدر میدهند. تصاویر مرتبط توآن
با
آلودگی نوری و آسمان تاریک دریچه ورود به این مسائل است.
§
می توان آلودگی نوری را به یک دغدغه
جهانی مانند محیط زیست و یا لایه اوزون و امثال این ها تبدیل کرد؟ به غیر
از
منجمان کسان دیگری هم هستند که دغدغه آلودگی نوری را داشته باشند؟
قطعاً.
اگر ده سال پیش پرسیده میشد. شاید با قطعیت گفته میشد که خیر. فقط منجمان
بودند
و آن هم منجمان حرفهای بیشتر. ولی خیلی سریع این رشد کرد. دوستداران محیط
زیست پیش
آمدند و بسیاری از کارشناسان متوجه شدند که بسیاری از جانوران به شبهای
تاریک
نیاز دارند و آلودگی نوری چرخه زندگی آنها را به هم ریخته است. لاک
پشتهای نوزاد
برعکس مسیر خودشان به سوی اقیانوس به سمت چراغ هتلها میروند و پرندگانی
که برجهای
نورانی را بر خلاف ماه دنبال میکنند و مقیاس جهتیابی آنها از بین رفته
است. شکی
نیست که بر خود انسان هم تأثیرات سویی دارد زیرا ما برای خواب عمیق به
شبهای
تاریک نیاز داریم.
§
مسئله دیگر ارتباط TWAN با سال جهانی
نجوم است. اما پیش از آن
ظاهراً ایدهاش شکل گرفته. اول این که ایده TWAN چگونه و با
چه هدفی شکل گرفت و نسبتاش با سال
جهانی نجوم چیست؟ آیا عمر TWAN محدود به پایان
سال جهانی نجوم است و یا این که تنها برنامههای
ویژهای برای سال جهانی نجوم دارد؟
من
وقتی ابتدای دهه 1370 عکاسی نجومی را به همراه آقای اشین زاکاریان (که
امروز یکی
دیگر از عکاسان پروژه توآن است) شروع کردم، هیچ راهنمایی بجز چند مقاله در
مجله
نجوم نبود و از طریق آزمون و خطا پیش می رفتیم. علاقه اصلی من نجوم آماتوری
بود و
بعد از چند سال هم نوشتن در همین مورد و همکاری با مجله نجوم تا اینکه
کاملا گرایش
نویسندگی علمی را پیدا کردم. اما همیشه عکاسی نجومی را پیگیری میکردم و کم
کم به
همراه اشین زاکاریان متوجه این ایده شدیم که عکسهای ما گاهی بالای مناظری
مختلف
یک آسمان را نشان میدهد، مثلاً کلیسا، مسجد، قلعه ی معبدی باستانی که تمام
این
گوناگونی ها هم باری ما در ایران وجود داشت. برای همین، ایده بر میگردد به
چیزی
حدود چهارده یا پانزده سال پیش. ولی خوب ما در آن دوران ارتباطی نداشتیم
برای
توسعه این. من کمکم با ارتباط بیشتری که
با جامعه نجوم در دنیا برقرار کردم، متوجه شدم که عدهای هم هستند که دارند
همین
ایده را در عکسهای خود دنبال میکنند و همیشه منتظر یک بهانهای بودم برای
شکلگیری
پروژهای که به کمک آن بتوان همه آنها را کنار هم جمع کرد. تا این که در
سال 2007
انجمن منجمان بدون مرز تأسیس شد که من هم
یکی از اعضای مؤسس آن هستم و من یکی از اولین پروژههایی که پیشنهاد دادم
همین
پروژه جهان در شب بود و بعد بلافاصله وارد تماس با عکاسان آغاز شد و بسیار
برای ما
غافلگیر کننده بود که برخی از این عکاسان نه تنها مانند ما به این قضیه
فکر می
کردند حتی اسمهایی نظیر این در ذهن داشتند و نمایشگاههایی مستقل با همین
ایده میگذاشتند
و این افراد هر کدام یک خالق این ایده در کشور خود هستند. نقش من جهانی
کردن این
ایده بود.
·
ارتباط آن با سال جهانی نجوم چیست؟
در
سال 2008، یک سال بعد از این که ما پروژه را مطرح کرده بودیم و یک بخشهایی
از کار
هم شروع شده بود، همکاران سال جهانی نجوم به ما پیشنهاد دادند که اربتاط
میان توان
و این سال برقرار شودو در نتیجه توآن نخستین
پروژههای ویژه سال جهانی نجوم شد. از آنجا که از قبل شروع شده بود،
خیلی سریع
رشد کرد و از خیلی از پروژههای اصلی در اجرای برنامهها جلو زد. ولی ما
برنامهمان
در بدو تأسیس اصولاً ارتباطی با سال جهانی نجوم نداشت، چون ما حداقل چند
فاز طی
چندین ساله برای آن پیشبینی کردیم که نمایشگاه ها با سرار جهان سفر کند،
مدیریت پروژه
را به صورت دوره ای برای اعضای مختلف در نظر بگیریم و مکانهای مهم در سراسر
جهان
را شناسایی و عکسبردای کنیم و محصولات دیگری را ادائه کنیم مانند مانند
فیلم و
کتاب به زبانهای مختلف، و وبگاه توان به زبانهای غیر انگلیسی. بودن شک سال
جهانی
نجوم قلهای در فعالیتهای نمایشگاهی این پروژه بود. در همین لحظه مه مشغول
صحبت
هستیم، چیزی بیش از سی نمایشگاه TWAN
در سراسر دنیا در حال برگزاری است که البته حدود بیست و
خردهای در
قاره آمریکاست. یکی در الجزایر هست، یکی در برزیل، شیلی، ایتالیا، آلمان،
سوئد،
مجارستان، تایلند، کره، هند، و استراالیا. مسلماً ما در سال 2010 یک چنین
تنوع
نمایشگاهی نداریم اما میرویم به سمت این که تولیداتی برای رسانهها داشته
باشیم.
§
فرق این نمایشگاهها، با یک نمایشگاه
شخصی که یک عکاس برگزار میکند چیست، تا این که الآن عکاس یکی از اعضای TWAN
است؟ این چه فرقی در ماهیت و ظاهر
نمایشگاه ایجاد میکند؟
هیچ
کدام از عکاسان TWAN
نمیتوانند یک چنین آرشیوی را یک جا جمعآوری کنند. شما حساب کنید هر یک از
این
عکاسها، بهترین عکسها را در منطقه خودشان گرفتهاندو بهرتین عکسهای آن را
با
نگاهی سرسختانه انتخاب کرده ایم. حالا بعضی ممکن است مثل من سفرهای زیادی
را به
خاطر کارشان بکنند و عکسهایی را از کشورهای مختلف بگیرند؛ اما کماکان من
اگر
پنجاه سال دیگر هم مداوم عکس بگیرم، شخصاً نمیتوانم عکسهایی را به این
شکل گردآوری
کنم. بعضی از این عکسها اصلاً قابل تکرار نیست؛ دنبالهداری در بالای یک
شهر دیده
شده و در همان لحظه برق کل شهر قطع شده، مانند عکسی که ما از دنباله دار
هیل-باپ
در مسکو داریم. یا تصویری که من به نام کمان راهشیری از البرز گرفتم،
زمانی بود
که کل برق دره هراز قطع شده بود و ممکن است که تا سال ها این تکرار نشود.
یا نواختری
در آسمان بیاید یا اینکه گرفت خورشید در مکان تاریخی مشهوری رخ دهد. زمانی
محاسبه
کردم که مجموعه آثاری که TWAN ارائه کرده، از لحاظ وقتی که صرف تولید
آن شده است، معادل کارخانهای با صد نفر کارگر است
که در
مدت بیست سال کار کرده باشد. به خاطر این که برای هر کدام از این عکسها،
فرد یک
سفر یک هفتهای یا حداقل چند روزه رفته تا نتیجه ی بگیرد و یا بارها با
آسمان
ابری، خطا یا خرابی دوربین، لرزش سه پایه، رویارویی با خطرات محلی و
جانوران وحش
در شب روبرو شده و فرصت را از دست داده است. یکی از آن صدها عکس، عکسی
میشود که در
نمایشگاه TWAN
ظاهر می شود. هر عکاس ما تقریباً یک یا دو عکس در این نمایشگاهها دارد،
عکاسی که
ممکن است بیش از هزار تصویر نمایشگاهی داشته باشد.
§
در گزینشی که برای انتخاب اعضای TWAN داشتید، آیا
اولویت یا مزیتی برای
منطقه خاصی یا کشور خاصی نبوده؟
چرا.
اولویتهایی بوده. چراکه اگر ما همه را در یک سطح در نظر میگرفتیم، هیچ
عضوی از
بعضی کشورها در TWAN
دیده نمیشد. ولی خوشبختانه حتی آن اعضایی که اندکی پایینتر بودند، که
حالا
کشورهارا مثال نمیزنم، الآن خودشان را خیلی سریع به سطح بقیه رساندند و ما
حداقل
نصف بیشتر عکاسانمان در یک سطح نزدیک به هم هستند. اولویت اصلی ما این بود
که
بهترین عکاس نجومی یک منطقه که در بخش عکاسی زمین و آسمان و یا به اصطلاح
عکاسی
نجومی با منظره و یا در انگلیسی
Landscape-astrophotography برایش به کار می
بریم، جذب شود. اگر این تخصص را
داشتهباشد و بهترین عکاس در کشور خود باشد، قطعاً به TWAN
دعوت شده. در یک کشوری ممکن است که چندین
عکاس در این سطح باشد ولی متأسفانه ما به خاطر این که نیاز داریم عکاسانمان
در
جاهای مختلفی باشند، از هر ناحیه تعدادی محدودی می توانیم داشته باشیم.
مثلاً در
ایران قطعا یکی دو نفر دیگر هم در این سطح هستند، از جمله امیرحسین
ابوالفتح که
پیوسته در حال پیشرفت در این نوع عکاسی است، اما چون دو نفر از ایران در TWAN
عضو هستند ما ترجیح دادیم که مثلاً
برای تولید عضو جدیدی در، با یک جمعیتی یک میلیاردی، تلاش کنیم. برای همین
ما
کارگاهی را در آسماننمای دهلی سال گذشته به مدت چهار روز برگزار کردیم.
هدف این
بود که نا در آن جمع عکاسان مهمانی را تولید کنیم. چون ما یک بخش مهمان در
وبگاه
توآن داریم و از دل آن بعد از چند سال عکاس یا عکاسانی عضو TWAN
می شود.
§
آقای تفرشی، سازماندهی و نوع ارتباط
اعضا به چه نحو است. این جا در معرفی نامه TWAN یک جا از آن به
عنوان برنامه نام برده
شده و جای دیگر هم به عنوان پروژه. TWAN چیست؟ یک برنامه
است؟ یک پروژه؟ یا یک NGO یا انجمن و یا بنیاد یا مؤسسه؟ تحت
عنوان چه نامی می توان TWAN
را قرار داد؟
این
سؤال خوبیه و واقعاً جواب مشخصی در حال حاضر ندارد چون ما فازهای مختلفی
برای آن
در نظر گرفتیم. ما در حال حاضر یک برنامه یا پروژه هستیم. هر دو این
عنوانها را
میشود اطلاق کرد. در دل یک انجمن یا NGO به نام منجمان
بدون مرز، هم زمان در دل مجموعه دیگری به نام سال
جهانی نجوم وابسته به یونسکو و انجمن بینالمللی نجوم. تمام این وابستگیها
را
داریم، وابستگی به انجمن بینالمللی آسمان تاریک هم.
§
اینها وابستگی هستند یا این سازمانها
حامی یا همکار TWAN؟
شاید
بتوان گفت همکاری دائم. ایدههای مشترکی را ما با هم داریم. ما سعی میکنیم
مثلاً
در نمایشگاههایمان از آنها حمایت کنیم و عکسها را طوری تنظیم کنیم که
ایده
آسمان تاریک به مردم القا شود و آنها از طرفی سعی می کنند TWAN
را به نوعی به مردم معرفی کنند تا با
پیام صلح ما آشنا شوند. پس شاید بتوان به قول شما اینها را همکاری دانست.
در
آینده وقتی TWAN
فاز اول خود را در پایان سال 2009، که چندی از آن هم نمانده است، تمام کند
وارد
مرحله می شود که برای توسعه باید درآمدزایی کند
گگرچه
کماکان به صورت غیر تجاری پیش می رود. برای این کار باید مجموعه مستقلی
شود، کتابهای
سالانه یا نشریه برای خود داشته باشد و تورهایی را برگزار کند، برنامه
تلوزیونی
داشته باشد. در حال حاضر اینها فقط طرحهایی روی کاغذ هستند. نزدیکترین
چیزی که
تا بعد از نمایشگاهها در نظر داریم، ارائه کتاب اصلی و فیلم مستند این
پروژه است.
§
ارتباطتان با یونسکو به چه شکل است؟
به واسطه سال جهانی نجوم است؟
بله
در حال حاضر رابط ما با یونسکو به واسطه سال جهانی نجوم است، ولی احتمالاً
در
آینده تغییر می کند.
§
در واقع محوری که حول آن این ارتباط
شکل گرفته سال جهانی نجوم است؟
الآن
بله. ولی ما مذاکراتی در ابتدای سال جهانی نجوم همزمان با افتتاحیه آن در
خود یونسکو
انجام دادیم، من با مدیر دوم یونسکو صحبت کردم و بعد مدیر انجمن منجمان
بدون مرز
چندی پیش جلسهای داشت. ما سعی داریم که توجه یونسکو را برای آن هدف نزدیکی
ملت
زیر سقف آسمان، جلب کنیم. چون واقعاً این پیام محدود به سال جهانی نجوم
نیست و
اتفاقاً پیوندمان به واسطه پیامی که داریم با یونسکو بسیار قوی است، به
خاطر این
که بیشترین تصاویر ما تصاویری از میراث جهانیست که همه به ثبت یونسکو رسیده
اند.
ولی روند کار در سازمانهایی مثل یونسکو بسیار کند است. برای همین ما
انتظار
نداریم که طی چند ماه آینده اتفاقی بیفتد.
§
فکر میکنید ارتباطتان با یونسکو چه
تأثیری می تواند در TWAN و برنامه های آینده آن داشته باشد؟
در
درجه اول کار عکاسان TWAN
راحت میشود. چرا که کار عکاسی از میراث جهانی بسیار مشکل است، تا حدی که
بعضی از
عکاسان دزدانه از این آثار تصویربرداری میکنند. ارتباط با یونسکو شاید
بتواند اینها
را تسهیل بکند. بخش دوم این است که یونسکو با طیف بسیار وسیعتری روبروست.
ما دوست
نداریم کارمان محدود به جامعه نجومی باشد به خاطر همین بسیاری از
نمایشگاههایمان
را در جاهای عمومی برگزار میکنیم. چرا که اغلب منجمان این پیامها را می
دانند. مخاطب
ما افرادی کاملاً ناآشنا با نجوم اند. و اینجاست که یونسکو میتواند به
ماکمک کند.
§
که البته می تواند در مورد ایده اصلی
TWAN
که صلح و برابری باشد، یونسکو کمک مهمی بکند.
بله.
چون یونسکو پیامی که در دل دارد و کلاً سازمان ملل هم همین است و بر سردر
سازمان ملل
شعر معروف بنی آدم اعضای یکدیگرند... را نوشتهاند. دیگر چه ارتباطی بیش از
این؟
ما حتی اقدامی کردیم که در مقر سازمان ملل یکی از این نمایشگاهها را
برگزار کنیم.
ولی باز همانطور که گفتم ارتباط با این مراکز روند بسیار کندی دارد.
§
به خاطر بروکراسی داخل آن جاست یا
حساسیت هایی که ...
نه،
به خاطر بروکراسی بسیار سنگینی است که برای جایی مثل یونسکو باور نکردنی
است.
§
الآن TWAN در چه جایگاهی است؟ در آن حدی که انتظار
داشتهاید شناخته شده است؟
از
قول کسانی که از بیرون نگاه میکنند، از جمله مدیر خود سال جهانی نجوم یا
مدیر
انجمن بینالمللی نجوم، از بازتاب جهانی که داشته خیلی غافلگیر شدهاند.
اما برای
خود ما نزدیک به انتظاراتمان بود و خیلی غافلگیرمان نکرد چون ما یک پیام
جهانی
داریم. بازدیدکنندگان وبگاه توآن اغلب حتی از بازدیدکنندگان خود وبگاه سال
جهانی
نجوم بیشتر است. ما تا به حال در کمتر از 2 سال بیش از یک میلیون بازدید
کننده
یونیک و چند میلیون نفر بازدید کننده عمومی داشته ایم. جالب است که از 197 کشور و ناحیه بازدیدکننده بوده است. ما چندتا
بازدید از جنوبگان داشتیم که حالا اینها پنگوئن بودند یا انسان هنوز مشخص
نیست. و
درست از قطب جنوب،منهای 90 درجه، ما بازدید کننده هفتگی داریم. با وجود
اینها ما
فکر میکنیم پتانسیلی بیش از اینها دارد.
درباره
جایزه لنارت نیلسون:
جایزه سال ٢٠٠٩ لنارت
نیلسون بهطور مشترک به بابک
امینتفرشی،
عکاس طبیعت و آسمان شب و روزنامهنگار علمی از ایران، و کارولین
پورکو، دانشمند سیارهشناس و مدیر عکسبرداری پروژه
فضاپیمای کاسینی از آمریکا، اهدا میشود.
لنارت
نیلسون عکاس بزرگ سوئدی است که با تصاویر حیرت انگیز از مراحل رشد جنین مشهور است. جایزه سالانه بنیاد نیلسون درباره
عکاسی علمی است و زمینه های مختلفی را شامل می شود. از عکاسی پزشکی گرفته
تا محیط
زیست، نجوم و مانند این ها. بیشتر منابع
این جایزه را معتبرترین جایزه عکاسی علمی در جهان می دانند. این بنیاد
شورایی بین
المللی دارد که فعالیت های علمی مختلف در عکاسی را که در طول چندین سال
انجام می
شود، پیگیری می کنند و نهایتا هر ساله از بین آنها انتخاب می کنند.
بنابراین جایزه
شکل رقابتی ندارد و به عکس خاصی اهدا نمی
شود بلکه به مجموعه فعالیت های یک فرد به انتخاب اعضای شورا، تعلق می گیرد.
ارگان
اصلی برگزار کننده این جایزه موسسه کارولینسکا
در استکهلم، موسسه پیشگام پزشکی در اروپا و برگزارکننده جایزه پزشکی
نوبل،
است. مراسم اهدای این جایزه در اواخر اکتبر (اوایل آبان) در موزه نوبل واقع
در
استکهلم برگزار می شود.
نشانی
های مرتبط:
سایت
جهان در شب www.twanight.org
سایت
عکاسی بابک امین تفرشی و اشین زاکاریان www.dreamview.net
سایت
جایزه لنارت نیلسون
www.lennartnilsson.se
گزارشی
از جایزه 2009 لنارت نیلسون
http://www.twanight.org/newTWAN/news.asp?newsID=6040
انجمن
منجمان بدون مرز www.astrowb.org
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
بابک
امینتفرشی، متولد 1357 در تهران، طراح و مدیر پروژه بین المللی
جهان در شب (TWAN) و عضو شورای موسس
انجمن
منجمان بدون مرز است. او نویسنده علمی و عکاس طبیعت و آسمانشب است که به
نجوم
آماتوری نیز میپردازد.
او فعالیتهای نجومی و عکاسی آسمان را
از سال ۱۳۷۰ آغاز کرد و ار سال 1375 همکار ماهنامه نجوم و چند سالی نیز
سردبیر این
نشریه بوده است. تا کنون بیش از ۱۰۰ مقاله از او درباره نجوم و فضا به
فارسی و تعدادی
به زبان انگلیسی، و چند کتاب ترجمه یا ویراسته شده او منتشر شده است.
دیگر
نقشهای او: عضو هیئت دبیران انجمن نجوم ایران- شاخهآماتوری، موسس و دبیر
رقابت
مسیه ایران در هفت دوره، کارشناس و مشاور برنامههای علمی تلویزیونی و
رادیویی
(همکار موسس و کارشناس برنامه آسمانشب از سال ۱۳۸۰) ، مدرس رصدخانه
زعفرانیه
تهران از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۵، موسس وبگاه ماهنامه نجوم در سال ۱۳۷۹، عضو
شورای واژه
گزینی نجوم در فرهنگستان زبان و ادب فارسی، همکار گروه علم فرهنگ فارسی
مرکز نشر
دانشگاهی، عضو تحریریه ماهنامه دانشگر تا سال ۱۳۸۴، نویسنده ماهنامه زمان
۱۳۷۶-
۱۳۷۹،
نماینده انجمن بینالمللی آسمان تاریک، ارائه سخنرانیهای
گوناگون درباره نجوم در داخل و خارج از کشور، ارائه نمایشگاههای عکس گروهی
از
آسمان شب به صورت سالانه در کشورهای گوناگون، مستندساز و رصدگر گرفتهای
خورشیدی
(گرفتهای 1374 و 1378 در ایران، 1380 در افریقا، 1382 در قطب جنوب، 1384در
آمازون-آمریکای مرکزی، مهر 1384 در اسپانیا، 1385 در ترکیه، 1387 در سیبری،
و 1388
-طولانی ترین گرفت قرن- در اقیانوس آرام.
گزارش برگزاری نخستین کارگاه جهان در شب در ایران
www.parssky.com/view/1167.aspx
دانلود
مصاحبه
همچنین میتوانید توسط پلیر زیر
این مصاحبه را بشنوید.